برای داشتن فرصت شغلی باید بچه دار شوید!

خشونت بس: یک روز سرد و بارانی پاییزی برای مصاحبه کاری به یکی از دانشگاه‌های استان مازندران رفتم. وارد حیاط دانشکده شدم و آدرس دفتر رییس را پرسیدم.

پالتوم از شدت باران خیس خیس شده بود و دستانم از شدت سرما سرخ و یخ‌زده بود. بعد از راهنمایی نگهبان وارد دفتر منشی رییس دانشکده شدم. منشی برگه‌ای را به من داد که مشخصات و رزومه‌ام را در آن باید می‌نوشتم و 20 دقیقه بعد مرا به اتاق رییس دانشکده راهنمایی کرد.

رییس دانشکده مردی جوان بود. حدودا 36-35 سال داشت. می‌دانستم خارج از ایران تحصیل‌کرده است. هوای اتاق گرم بود و میزی بزرگ در وسط اتاق قرار داشت بعد از سلام و احوال‌پرسی پشت یکی از صندلی‌های همان میز نشستم.

از من خواست از خودم بگویم. من هم در مورد سطح تحصیلات و محل زندگی‌ام توضیح دادم. بعد درباره مهارت‌ها، علاقه و اینکه چه کتاب‌هایی را مطالعه می‌کنم و سپس در مورد مسایل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی تا متوجه خط‌وربط سیاسی و شیوه نگاه کردنم به مسائل شود. هرچه را می‌گفتم یادداشت می‌کرد. سوال‌ها همین‌طور ادامه داشت و رسید به رفتارهای فردی من در فضای عمومی و خصوصی. بعد ناگهان سوال کرد که آیا بچه دوست دارم؟ گفتم بله دوست دارم. گفت که آیا تصمیم دارم مادر بشوم؟ گفتم که هرچند آدم مسئولیت‌پذیری هستم اما به لحاظ شرایط اجتماعی و اقتصادی نمی‌خواهم که مادر شوم.

رئیس دانشکده مرا به محافظه‌کاری در پاسخ دادن متهم کرد و گفت دیگر سوالی از شما ندارم اما اگر فکر می‌کنید حرفی برای گفتن دارید بفرمایید. گفتم دوست دارم در محیط فرهنگی مثل دانشگاه کار کنم. لبخندزنان از من خداحافظی کرد. بعدها فهمیدم فرد دیگری را برای این شغل درنظر داشتند اما برای خالی نبودن عریضه با دیگران هم مصاحبه کردند. اما چیزی که به نظر می‌رسید این بود که اگر سابقا برای گزینش در ادارات دولتی فقط از گرایش عقیدتی و سیاسی افراد سوال می‌شد، بعد از ابلاغ سیاست‌های جدید جمعیتی میزان تعهد ملت به آن‌ها نیز سنجیده می‌شود.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *