بررسی مصادیق خشونت خانوادگی علیه زنان در منطقه چهار شهرداری تهران

تا قانون خانواده برابر: تحقیق حاضر به بررسی مصادیق خشونت خانوادگی علیه زنان در منطقه چهار شهرداری تهران می پردازد. این تحقیق در سال 89 برای همایش «زنان، آسیب های اجتماعی و راهکارهای پیشگیرانه از آن در سطح منطقه چهار»انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق مراجعه کنندگان به خانه های سلامت در فاصله دوم تا نهم آذر ماه سال 89 و حجم نمونه 50 نفر بوده است . شیوه نمونه گیری در این تحقیق تصادفی ساده بر اساس زمان است. یافته های تحقیق نشان می دهد بیشتر پاسخگویان خانه دار(86%) و دیپلمه (56%)هستند. بر اساس یافته ها بیشترین میزان خشونت خانوادگی علیه زنان در منطقه چهارخشونت اقتصادی و سپس خشونت جنسی است. خشونت روانی، اجتماعی و جسمی به ترتیب در رتبه های بعد قرار دارند.

واژگان کلیدی: خشونت خانوادگی، زنان، منطقه چهارشهرداری تهران

مقدمه و طرح مسئله

خشونت علیه زنان به یک منطقه جغرافیایی و یا طبقه خاص اختصاص ندارد و در همه جوامع قابل ردیابی است. خشونت علیه زنان چه در عرصه خصوصی و جه در عرصه عمومی رخ می دهد. خشونت علیه زنان فرصت های زیادی را از آنها می گیرد و مانع دستیابی زنان به برابری حقوقی، فرهنگی، اقتصادی می شود. خشونت های خانوادگی علیه زنان از آنجایی که درمحیط خانه رخ می دهد علاوه بر آسیب هایی که بر جسم و روان زن می گذارد بر زندگی فرزندان هم تاثیر سوء دارد. بی تردید خانواده یکی از مهم ترین نهادهای جامعه است وخشونت خانوادگی موجب می‌ شود که خانواده نتوان دبه عملکرد اساسی خویش یعنی تزریق عاطفه و وجدان اخلاقی به مجموعه عناصرخود عمل کند.

شایع ترین خشونت علیه زنان،خشونت اعمال شده توسط شریک زندگی است که از آن با عنوان خشونت خانگی(Domestic Violence) یاد می شود.آمار سازمان جهانی بهداشت بیانگر آن است که 16تا 52درصد زنان توسط شریک زندگی خود مورد خشونت واقع می شوند و 28درصد زنان در کشورهای توسعه یافته و 18تا 67درصد زنان در کشورهای در حال توسعه حداقل یک بار آزار بدنی را گزارش کرده اند.بررسی 50 مطالعه جمعیتی در سال1999در 36کشور جهان نشان داد که 10تا 60درصد زنان ازدواج کرده یا دارای شریک نزدیک، حداقل یک بار خشونت جسمی را از شریک خود تجربه کرده اند(amoakohene,200چهار) .

ایران هم از پدیده خشونت خانوادگی علیه زنان مستثنی نیست. براساس آمار بدست آمده از گزارش طرح ملی بررسی پدیده خشونت خانگی علیه زنان که در 28 مرکز استان در سال 1381 صورت گرفته، 66 درصد خانواده های مورد مطالعه از اول زندگی تاکنون حداقل یکبار خشونت خانگی را تجربه کرده اند(طباطبایی،1381).دربررسی اعظمی و همکاران مشخص شد 16.7 درصد از زنان 2 تا3 بار در ماه مورد خشونت جسمانی قرار گرفته اند و واکنش 50 درصد از آنان نسبت به خشونت شوهر، گذشت و بخشش بوده است(اعظمی،1380).

همچنین براساس پژوهش ها 52 درصد زنان ایرانی از طرف همسران خود تحت خشونت های روانی قرار دارند. 38 درصد توسط همسران خود مورد خشونت فیزیکی واقع می شوند و 28 درصد هم با خشونت های اجتماعی روبرو هستند(طباطبایی،1381).

تاکنون تحقیقی در مناطق تهران درخصوص خشونت خانوادگی علیه زنان انجام نشده و در این مقالهمصادیق خشونت خانوادگی علیه زنان در منطقه چهار شهرداری تهران بررسی شده است.

هدف از تحقیق

در این تحقیق قصد یافتن مصادیق خشونت خانوادگی علیه زنان در منطقه چهار شهرداری تهران است. همچنین این تحقیق در پی یافتن موارد زیر هم هست:

-بیشترین میزان خشونت در منطقه چهار شهرداری تهران کدام مصداق است؟

-کمترین میزان خشونت در منطقه چهارشهرداری تهران کدام مصداق است؟

-آیا بین خشونت خانوادگی علیه زنان با متغیرهای زمینه ای سن، شغل، تحصیلات زن رابطه معناداری وجود دارد؟

-آیا بین خشونت خانوادگی علیه زنان با متغیرهای زمینه ای سن،شغل، تحصیلات مرد رابطه معناداری وجود دارد؟

دیدگاه های صاحب نظران در مورد خشونت علیه زنان

سنت گرایان در طیف رادیکال شان معتقدند که زنان، خود باعث و بانی خشونت هستند، زیرا در مورد خشونت جنسی،زنان خود، متجاوز را وسوسه نموده و مسبب چنین خشونتی می شوند. در غرب این طرز تفکر به این صورت تجلی می کند که مرد اجازه دارد که همسرش را بزند مشروط بر آنکه چوب از انگشت شست او ضخیم تر نباشد(آبوت 1380،ص233).

دیدگاهی دیگر،خشونت علیه زنان را مشکلی اجتماعی به حساب می آورد این رویکرد بر این باور است که مردانی که نسبت به زنان خشونت می ورزند بیمار و نیازمند درمان هستند.مردانی که زنان خود را کتک می زنند احتمالا در دوران کودکی درخانه کتک می خوردند، یا از روی مستی زن خود را کتک می زنند(آبوت،1380،ص23چهار).

دیدگاه فمینیستی، خشونت علیه زنان را در متن وسیع تری بررسی می کند که هم جایگاه فرودست زنان نسبت به مردان است. در دهه هفتاد میلادی فمینیست ها کوشیدند تجاوز جنسی و کتک زدن همسر را علایم جدی خشونت مردان نسبت به زنان معرفی کنند، اما ای رویکرد به تازگی مورد اعتراض واقع شده و فمینیست ها گفته اند هرچه که موجب وحشت و ارعاب زنان شود باید در بستر کنترلی که مردان بر رفتار زنان دارند، مورد بررسی قرار گیرد(همان،ص235).

تعریف خشونت خانوادگی علیه زنان

درسال 1993 بیانیه حذف خشونت علیه زنان در سازمان ملل،این تعریف را برای خشونت علیه زنان ارائه کرد: هرنوع اقدام خشونت آمیز جنسیتی که منجر به آسیب بدنی،جنسی یا روانی در زنان شود(و یا احتمال بروز ان زیاد باشد)، برای زنان رنج آور بوده یا به محرومیت اجباری از آزادی فردی یا اجتماعی آنها منجر گردد (1995Un ,).

انواع خشونت و پیامدهای آن

پیامدهای غیر کشنده علیه زنان را می توان به صورت آسیب های جسمی، جنسی، کلامی-روانی،اجتماعی و اقتصادی طبقه بندی کرد. از پیامدهای کشنده خشونت علیه زنان، می توان به مرگ ناشی از قتل عمد بر اثر ضرب و جرح و یا ضربات روحی شدید که به خودکشی زن منتهی می شود اشاره کرد.

خشونت های جسمی و جنسی:

خشونت جسمی علیه زنان به صور گوناگون اعمال می شود و به هر نوع رفتار خشن از کتک زدن تا تجاوز جنسی که جسم زن را مورد آزار دهد اطلاق می شود(کار،1375).لیز کلی خشونت جنسی را هر نوع عمل فیزیکی،بصری، کلامی یا جنسی تعریف کرده است که زن در زمان وقوع یا بعدتر، آن را به صورت تهدید یا ارعاب یا حمله ای احساس کند که اثرش یا تحقیر همراه باشد و توانایی برقراری تماس نزدیک و صمیمانه را از او سلب کند(آبوت،1380،ص2چهارچهار).اثرات خشونت جسمی و جنسی می تواند شامل شکستگی ها، زخم ها، بریدگی ها،جراحات داخلی، آسیب های اعضای تناسلی، سقط جنین، بیماری های مقاربتی و ایدز باشد. خشونت های جسمانی و جنسی به طرق مختلف اثرات مهلک بر بهداشت زنان دارد.

خشونت روانی:

خشونت روانی شامل اعمالی مانند تحقیر،تمسخر، فحش، و تهدید به طلاق، ازدواج مجدد و نظایر آن است که می تواند باعث خدشه دار شدن آبرو و حیثیت زن شود، اعتماد به نفس او را از بین ببرد و زن بتدریج احساس پوچی کند.

خشونت اجتماعی:

خشونت اجتماعی شامل ایجاد هر نوع محدودیت برای زنان از حقوق اجتماعی خود است؛ مانند محدودیت در رفت و آمد، کنترل تلفن، کنترل نوع پوشش و محرومیت از کار برای زنان و نظایر آن.

خشونت اقتصادی:

دربسیاری از کشورهای جهان، زنان به دلایل فرهنگی و حقوقی دسترسی به منابع اقتصادی ندارند و در صورت کارکردن در بیرون از خانه و اخذ مواجب، مجبور به استرداد آن به مرد می باشند. همچنین تامین نکردن نیازهای اقتصادی زن از سوی مرد وسهیم نکردن زن در درآمد توسط مرد نیز نوعی خشونت اقتصادی است.

در این پژوهش مصادیق خشونت علیه زنان از تعریف خشونت توسط سازمان جهانی بهداشت استخراج شده و مصادیق خشونت شامل خشونت فیزیکی،جنسی،کلامی،روانی، اجتماعی و اقتصادی است

نمونه و جامعه آماری

جامعه آماریدراین تحقیق مراجعه کنندگان به خانه های سلامت(شمیران نو،اوقاف،تهران پارس،نارمک،مبارک آباد،علم و صنعت،باقری) در منطقه چهار شهرداری تهران هستند که در فاصله زمانی دوم آذر ماه تا نهم آذر 1389(سال جاری) به خانه های سلامت مراجعه کرده اند. در این تحقیق حجم نمونه 50 نفر است.

روش نمونه گیری

شیوه نمونه گیری در این تحقیق، نمونه گیری تصادفی ساده براساس زمان است. تعداد پرسشنامه های پر شدهبراساس میزان مراجعات روزانه به هریک از خانه های سلامت مستقر در منطقه چهار شهرداری تهران است. با تماس با مسئولان خانه های سلامت روزهای شلوغ این خانه ها مشخص و سپس با مراجعه در روزهای اعلام شده نمونه گیری تصادفی انجام شد. نمونه گیری از مراجعه کنندگان بین ساعت13-10 یا 14-16 انجام شده که ساعات شلوغ این مراکز محسوب می شوند.به تبع درمراکز ی که مراجعه کننده بیشتری داشته پرسشنامه بیشتر پر شده است.

 روش جمع آوری و تحلیل داده ها

در این پژوهش که از نوع پیمایش است از پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات مربوط به مصادیق خشونت خانوادگی زنان ساکن منطقه چهارشهرداری استفاده شده است. در هر پرسشنامه سوالاتی برای سنجش خشونت جسمی، جنسی، اقتصادی، روانی و اجتماعی طراحی شده است. هر پرسشنامه با 33سوال بسته و دو سوال باز طراحی شد.یک سوال باز دلیل سکوت زنان را در صورت خشونت دیدن و سکوت کردن درباره آن جستجو می کند و سوال باز دیگر از زنان می خواهد یک تجربه خشونت خانوادگی خود را شرح دهند. پاسخ گرفته شده از این سوال تحلیل محتوی شد.

داده­های به دست آمده از طریق پرسشنامه­ها، پس از استخراج و وارد کردن به نرم­افزار کامپیوتری Spss مورد سنجش آزمون­های توصیفی لازم قرار گرفتند.

یافته های تحقیق

دراین بخش یافته های توصیفی ارائه می شوند چرا که هیچ یک از آزمون های معناداری رابطه معناداری را بین متغیرها نشان نداده است .

 بخش اول: توصیف یافته ها

بر اساس یافته ها رنج سنی زنان پاسخگو بین 59-18سالاست. 38 درصد زنان بین 35-30 ساله هستند. 30 درصد هم بین 29-24سال و14 درصد زنان هم 23-18 سال سن دارند.همچنین بر اساس یافته ها رنج سنیهمسران پاسخگویان بین 70-24قرار دارد. 50درصد شوهران پاسخگویان بین35-30 سال سن دارند و22 درصد 41-36 ساله هستند.(جدول و نمودارها به طور کامل همراه با توصیف دقیق هر جدول در بخش پیوست قرار دارد که به دلیل محدودیت حجم مقاله از این قسمت حذف شده اند و در این جا مهم ترین درصدها توصیف می شوند).

86درصد زنان خانه دار و 14درصد هم شاغل(در بخش خصوص یا دولتی) هستند .16درصد شوهران پاسخگویان کارمندند، 80 درصد شغل آزاد دارند و 4درصد هم بازنشسته هستند.

56درصد زنان دیپلمه و 6 درصد فوق دیپلم اند. 10 درصد پاسخگویان هم دارای مدرک کارشناسی اند.همچنین 52درصد همسران پاسخگویان دیپلم،8 درصد فوق دیپلم،2 درصد دارای مدرک کارشناسی و4 درصد هم کارشناسی ارشددارند.84 درصد پاسخگویان وضعیت اقتصادی خود را متوسط و 10 درصد هم بالا عنوان کرده اند.

خشونت جسمی

66درصد زنان تاکنون توسط همسرشان کتک نخورده اند.10درصد افراد خیلی کم،12درصد کم،8درصدمتوسط، و4درصد اعلام کرده اند، خیلی زیاد از سوی همسرشان کتک خورده اند.

بر اساس یافته ها 86درصد زنان گفته اند تا کنون موی سرشان توسط همسر کشیده نشده است .8درصد گفته اند این اتفاق خیلی کم رخ داده ودر 2درصد دیگرهم کشیدن مو زیاد گزارش شده است.

بر اساس اظهارات پاسخگویان 28 درصد از سوی شوهر با دست مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند،4درصد با لگد،2درصد هم در زمانهای مختلف با دست، لگد،کمربند و چوب مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.

همچنین 35درصد از زنان اعلام کرده اند که همسرانشان در زمان دعوا اشیا را پرتاب نمی کنند، 8درصد گفته اند پرتاب اشیا توسط همسرانشان کم است،16درصد هم عنوان کرده اند پرتاب اشیا از سوی همسرشان خیلیکم صورت می گیرد.

براساس یافته ها 58درصد پاسخگویان مکان اعمال خشونت را منزل خود عنوان کرده اند، در10 درصد موارد خشونت در منزل اقوام همسر رخ داده،4 درصد هم گفته اند این خشونت هم درمنزل خود، منزل اقوام همسر، منزل اقوام زن و هم در خیابان رخ داده است(این مورد به زنانی مربوط است که از سوی همسرانشان خشونت زیادی متحمل می شوند).

یافته ها نشان می دهد 46 درصد پاسخگویان در واکنش به خشونت سکوت می کنند.28 درصد گفته اند در درگیری های لفظی جواب می دهند یا در درگیری فیزیکی متقابلا همسرشان را میزنند، 8 درصد پاسخگویان برای رفع مشکل به مشاور و2 درصد هم به دادگاه مراجعه کرده اند .

از زنانی که در برابر خشونت سکوت اختیار می کنند دلیل سکوت پرسیده شد که 65.2درصد دلیل سکوت خود را آرام شدن اوضاع عنوان کرده اند. 8.7 درصد دلیل خود را حمایت نشدن از سوی خانواده خود و قانون ذکر کرده اند. 8.7 درصد پاسخگویان هم دلیل سکوت را کم بودن موارد خشونت در زندگی مشترک اظهار کرده اند. 8.7 درصد گفته اند به خاطر فرزندان سکوت می کنند،4.35 درصد گفته اند این سکوت به علت دوست داشتن همسر است و 4.35درصد هم عنوان کرده اند که به خاطر حفظ آبروی خود سکوت می کنند تا دیگران متوجه اختلاف آنها نشوند.

خشونت های جنسی:

بر اساس یافته های این تحقیق40درصد زنان عنوان کرده اند تاکنون همسرشان برخلاف رضایت شان با آنها همبستر نشده اند. 8درصد ذکر کرده اند خیلی کم این اتفاق روی داده است. 14درصد گفته اند کم، در20درصد هم به طور متوسط مردان علی رغم خواست همسرشان با آنها همبسترشده اند. 16درصد زنان گفته اند زیاد و 2درصد هم گفته اندخیلی زیاد این اتفاق رخ می دهد.

بر اساس یافته ها 62 درصد زنان عنوان کرده اند تاکنون همسرشان از آنها تقاضای رفتارهای جنسی نامتعارف(سکس مقعدی – دهانی) نداشته است.6 درصد زنان گفته اند خیلی کم ،18درصد اعلام کرده اند کم ،6 درصد متوسط، 4درصد زیاد و 4درصد هم اظهار کرده اند خیلی زیاد همسرانشان چنین خواسته ای از آنها دارند.

یافته ها نشان می دهد 13 درصد زنان خیلی کم نیاز جنسی شان توسط همسرشان ارضا می شود،12درصد گفته اند کم،30درصد زنان گفته اند به طور متوسط نیاز جنسی شان توسط همسرانشان ارضا می شود.34 درصد زیاد و 16 درصد هم گفته اند همسرشان خیلی زیاد نیازهای جنسی شان را ارضا می کند.

براساس یافته ها 16 درصد زنان اعلام کرده اند بهداشت زناشویی توسط همسرشان خیلی کم رعایت می شود،4 درصدکم و30درصد هم گفته اند متوسط،48 درصد اعلام کرده اند زیاد و 14هم گفته اند خیلی زیاد بهداشت زناشویی توسط همسرشان رعایت می شود.

خشونت روانی:

یافته های این تحقیق نشان می دهد22 درصد زنان گفته اند خیلی کم همسرانشان به آنهاابراز محبت کلامی دارند،8درصد گفته اند کم،36درصد متوسط و26درصد اعلام کرده اند ابراز محبت کلامیهمسرشان زیاداست ،8درصد هم گفته اند همسرشان خیلی زیاد به آنها ابراز محبت می کند.

یافته های تحقیق حاکی از آن است که14درصد پاسخگویان خیلی کم مورد بی اعتنایی همسرشان قرار گرفته اند، 42درصد گفته اند کم،12درصد عنوان کرده اند متوسط،6درصد گفته اند زیاد و 10درصد هم گفته اند خیلی زیاد مورد بی اعتنایی همسرشان قرار گرفته اند. 16درصد هم عنوان کرده اند تاکنون مورد بی اعتنایی همسر قرار نگرفته اند.

براساس یافته ها 34درصد زنان اعلام کرده اند تاکنون همسرشان به آنها ناسزا نگفته است.12درصد گفته اند خیلی کم،22درصد کم،16درصد گفته اند به طور متوسط همسرشان به آنها ناسزا گفته است،19درصد اظهار کرده اند زیاد و 6درصد هم اعلام کرده اند خیلی زیاد مورد فحاشی قرار گرفته اند.

یافته ها نشان می دهد52درصد پاسخگویان تاکنون توسط همسرشان تحقیر نشده اند.14درصد گفته اند خیلی کم،16درصد کم،8درصد گفته اند به طور متوسط از سوی همسر تحقیر شده اند،4درصد زیاد و6درصد گفته اند خیلی زیاد توسط همسرشان تحقیرشده اند.

با توجه بهیافته ها 58درصد زنان تاکنون مورد تمسخر همسرشان قرار نگرفته اند.14درصد گفته اند خیلی کم،12درصد گفته اند کم،12درصد متوسط،2درصد زیاد و 2درهم اظهار کرده اند خیلی زیاد مورد تمسخر همسرشان قرار گرفته اند.

براساس یافته ها 54درصد زنان گفته اند تاکنون محدودیتی در رفت و آمد از سوی همسرشان به آنها اعمال نشده است.8درصد گفته اند خیلی کم،14درصد گفته اند کم،10درصد متوسط،6درصد زیاد و 8درصد هم اظهار داشته اند خیلی زیاد رفت و آمد آنها از سوی همسر با محدودیت روبروست.

براساس یافته های این تحقیق 76درصد پاسخگویان اظهار کرده اند تاکنون مکالمات تلفنی شان با محدودیت از جانب همسر روبرو نشده است. 10درصد گفته اند کم،10درصد متوسط، 2درصد زیاد و 2درصد هم گفته اند خیلی زیاد مکالماتشان با تلفن از سوی همسردچار محدودیت است.

یافته ها نشان می دهد 34درصد زنان تاکنون به بی مبالاتی در مسائل ناموسی،نامناسب بودن پوشش و آرایش متهم نشده اند. 20درصد هم عنوان کرده اند خیلی کم از سوی همسر به بی مبالاتی در مسائل ناموسی،امناسب بودن پوشش و آرایش متهم شده اند.22درصد کم،12درصد متوسط،6درصد زیاد و 6درصد هم گفته اند خیلی زیاد از سوی همسر به بی مبالاتی در مسائل ناموسی،نامناسب بودن پوشش و آرایش متهم شده اند.

خشونت اقتصادی:

باتوجه به یافته ها6درصد پاسخگویان اعلام کرده اند نیازهای مالی شان خیلی کم از سوی همسر تامین می شود،12درصد گفته اند کم،48درصد متوسط،24درصد زیاد و 10درصد هم ابراز کرده اند نیازهای مالی شان خیلی زیاد توسط همسرشان تامین می شود.

یافته ها حاکی از آن است که 30 درصد زنان خیلی کم اختیار درآمد همسرشان را دارند.6درصد کم،18درصد متوسط،8 درصد زیاد و 12درصد هم گفته اند خیلی زیاد اختیار درآمد همسرشان با آنهاست.

یافته ها نشان می دهد 2درصد زنان خیلی کم اختیار اموال خود را دارند،2درصد گفته اند کم،8درصد متوسط، 44درصد زیاد و 44درصد زنان هم خیلی زیاد بر اموال خود کنترل دارند.

بخش دوم: شاخص سازی

در این بخش با توجه به سوالات مطرح در پرسشنامه، خشونت جسمی، خشونت جنسی،خشونت روانی،خشونت اجتماعی و خشونت اقتصادی شاخص سازی شد. در ادامه جداول مربوط به خشونت فیزیکی، خشونت جنسی،خشونت روانی،خشونت اجتماعی و خشونت اقتصادی و توصیف یافته ها درج شده است.

شاخص خشونت فیزیکی: با ترکیب متغیرهای خشونت فیزیکی شاخص خشونت فیزیکی در سه سطح طراحی شد. یافته های این شاخص نشان می دهد:80 درصد پاسخگویان خشونت فیزیکی کمی را از سوی همسر متحمل می شوند.13.3 درصد پاسخگویان خشونت متوسط و 6.7درصد خشونت زیادی را از سوی همسرمتحمل می شوند.

جدول 2-1 شاخص خشونت جسمی

خشونت جسمی درصد
کم 80
متوسط 13.3
زیاد 6.7
میانگین شاخص 1.26

 


نمودار 1شاخص خشونت جسمی

شاخص خشونت جنسی: با ترکیب متغیرهای خشونت جنسی شاخص خشونت جنسی در سه سطح طراحی گردید. یافته های این شاخص نشان می دهد:10 درصد زنان متحمل خشونت جنسی کمی از سوی همسر هستند. 68 درصد زنان خشونت متوسط و22 درصد هم خشونت جنسی زیادی را در زندگی زناشویی خود متحمل می شوند.

جدول 2-2شاخص خشونت جنسی

خشونت جنسی درصد
کم 10
متوسط 68
زیاد 22
میانگین شاخص 2.12

 

نمودار2شاخص خشونت جنسی

شاخص خشونت روانی: با ترکیب متغیرهای خشونت کلامی-روانی شاخص خشونت کلامی-روانی در سه سطح طراحی شد. یافته ها نشان می دهد 70درصد پاسخ گویان خشونت روانی کمی را از جانب همسر تحمل می کنند. 20درصد خشونت متوسط و 10درصد خشونت روانی زیادی را متحمل می شوند.

جدول2-3شاخص خشونت روانی

خشونت روانی درصد
کم 70
متوسط 20
زیاد 10
میانگین شاخص 1.40

نمودار3شاخص خشونت روانی

شاخص خشونت اجتماعی: با ترکیب متغیرهای خشونت اجتماعی شاخص خشونت اجتماعی در سه سطح طراحی شد. براساس یافته ها به 76درصد پاسخگویان خشونت اجتماعی کمی در زندگی از سوی همسر وارد می شود.18 درصد خشونت اجتماعی متوسط و 6 درصد هم خشونت اجتماعی زیادی از سوی شوهر می بینند.

جدول 2-4شاخص خشونت اجتماعی

خشونت اجتماعی درصد
کم 76
متوسط 18
زیاد 6
میانگین شاخص 1.30

نمودار4شاخص خشونت اجتماعی

شاخص خشونت اقتصادی: با ترکیب متغیرهای خشونت اقتصادی در سه سطح طراحی شد. 4 درصد پاسخگویان براساس یافته ها خشونت اقتصادی کمی را متحمل می شوند، 68 درصد خشونت اقتصادی متوسط و 28درصد هم با خشونت اقتصادی زیادی از جانب همسرمواجه هستند.

جدول 2-5شاخص خشونت اقتصادی

خشونت اقتصادی درصد
کم 4
متوسط 68
زیاد 28
میانگین شاخص 2.24

نمودار5شاخص خشونت اقتصادی

بررسی میانگین شاخص ها:

میانگین شاخص های خشونت جسمی، جنسی، روانی، اجتماعی و اقتصادیکه در جداول شاخص ها ذکر شده جهت مقایسه شاخص ها و تعیین بیشترین و کمترین مصداق خشونت خانوادگی علیه زنان در منطقه 4 درنمودار زیر ترسیم شده است.

نمودار6 میانگین شاخص های خشونت

با توجه به میزان میانگین شاخص های خشونت، مشخص است میزان خشونت اقتصادی در منطقه چهار علیه زنان بیش از سایر خشونت هاست بعد از آن خشونت جنسی، سپس خشونت روانی و خشونت اجتماعی قرار دارد و کمترین میزان خشونت هم به خشونت جسمی تعلق دارد. مقیاس این جدول 0تا 5 است چرا که 5 شاخص برای مصادیق خشونت در این تحقیق در نظر گرفته شده است.

بخش سوم: تحلیل محتوی سوال باز

در این بخش سوال باز تحقیق- یک تجربه خشونت علیه خود(که در ذهن شما مانده است) یا یکی از دوستان و همسایگان تان را ذکر کنید – تحلیل محتوی شد. از 50 نفر پاسخگو،2 نفر تجربه ای تعریف نکردند.

جدول3-1، توزیع فراوانی یک تجربه خشونت علیه خود را ذکر کنید

نوع خشونت فراوانی درصد فراوانی
جسمی 5 10
جنسی 4 8
روانی 28 56
اجتماعی 9 18
اقتصادی 2 4
جمع 48 100

با تحلیل محتوی سوال باز مشخص شد برای 56درصد پاسخگویان خشونت روانی تجربه ای ماندگارتر بوده است. برای 8درصد خشونت جسمی، برای 8 درصد خشونت جنسی ماندگارتر بوده است. 18درصد پاسخگویان خشونت اجتماعی و 4 درصد هم خشونت اقتصادی را خشونتی که در ذهن آنها باقی است ذکر کرده اند.

نتیجه گیری و جمع بندی

در این تحقیق در هیج یک از آزمون های معناداری، رابطه معناداری بین متغیرها دیده نشد و این نشان می دهد بین تحصیلات زن و خشونتی که بر او وارد می شود رابطه معناداری وجود ندارد. دلیل این امر را شاید بتوان به کم بودن افرادی که تحصیلات بالای دیپلم دارند در حجم نمونه قلمداد کرد. هچنین بین شغل زن و میزان خشونتی که بر او اعمال می شود هم رابطه معناداری وجود نداشت علت آن را شاید بتوان بیشتر بودن زنان خانه دار در نمونه قلمداد کرد. معمولا توقع می رود-براساس تحقیقات پیشین-(پورنقاش ،1384) که زنان تحصیل کرده و شاغل در برابر خشونت مقاومت کنند. زنان شاغل و باتحصیلات عالیه به علت دسترسی به منابع مالی و همچنین آگاهی از حقوق خود کمتر قربانی خشونت می شوند .

بین تحصیلات و شغل مرد با میزان خشونتی که بر زن اعمال می کند رابطه معناداری دیده نشد که با نتایج تحقیقات قبلی در این زمینه مطابقت دارد. یعنی مرد تحصیل کرده می تواند مانند مرد غیرتحصیل کرده اعمال خشونت کند که این امر ریشه در مردسالاری دارد.

یافته های توصیفی نشان می دهد رنج سنی زنان پاسخگو در این تحقیق بین 59-18سال است و 38درصد آنها 24تا35 ساله و 86 درصد خانه دار هستند. رنج سنی همسران پاسخگویان بین 70-24 سال است.50 درصد مردان 30-35 ساله هستند و 80 درصد آنها شغل آزاد دارند بنابراین مردان مسن تر از زنان هستند که با عرف جامعه ما(مسن تر بودن مردان نسبت به زنان) سازگار است. بیش از نیمی از زنان و مردان دیپلمه هستند و 84 درصد وضعیت اقتصادی متوسط دارند.

بر اساس یافته های تحقیق 80درصد زنان پاسخگو،خشونت جسمی کمی را متحمل هستند،13.3درصد خشونت جسمی متوسط و6.7درصد خشونت جسمی زیادی را تحمل می کنند.

یافته ها در خصوص خشونت جنسی نشان می دهد 68درصد پاسخگویان خشونت جنسی در سطح متوسط و 22درصد خشونت جنسی زیادی را از جانب شوهر متحمل هستند. 10درصد هم خشونت جنسی کمی دارند. با توجه به یافته ها 60درصد زنان عنوان کرده اند که همسرشان برخلاف میلشان با زن همبستر می شود(به بخش پیوست رجوع شود).بیان نکردن خواسته ها توسط زنان به علت تربیت و فرهنگی که زنان را مجبور به پرده پوشی درباره امیال جنسی شان –برخلاف مردان-می کند می تواند یکی از دلایل شکل گیری این خشونت باشد. برخی از زنان درباره ارضا نشدن خود سخن نمی گویند چون این امر را نادرست می انگارند( یکی از پاسخگویان گفت: هرگز دراین باره با شوهرم صحبت نکردم و صحبت نخواهم کرد چرا که ازدواج فقط به این دلیل نیست.) برخی از پاسخگویان هم گفته اند در این باره با همسرشان صحبت کرده اند اما چون به نیاز آنها از سوی همسر پاسخی داده نشده است دیگر در این باره صحبت نمی کنند.همچنین تمکین که در قوانین ما از وظایف زنان است سبب می شود برخی مردان فقط به فکر ارضای نیاز خود باشند و به عدم تمایل همسرشان وقعی ننهند.دلیل دیگر بالا بودن خشونت حنسی به خواسته های نامتعارف جنسی مردان برمی گردد براساس یافته ها38درصد مردان خواستار سکس مقعدی هستند. به نظر می رسد تماشای شبکه های ماهواره ای که فیلم های پرنو گرافی پخش می تواند باعث تقاضای رفتارهای نامتعارف جنسی شود.

درخشونت های روانی 70درصد زنانبا خشونت کمی روبرو هستند،20درصد متوسط و 10 درصد خشونت زیادی می بینند. بنابراین تمام زنان خشونت روانی را از سوی شوهر متحمل می شوند. خشونت روانی عوارض ناخوشایندی بر روان زنان دارد، اعتماد به نفس آنها را در هم می شکند و زمینه ساز بروز خشونت های دیگر هم می شود. زنان پاسخگو عمدتا از بی اعتنایی همسر و ابراز نکردن محبت کلامی از سوی شوهر ناراحت بودند. در جامعه ما به پسر بچه ها یاد داده می شود احساسات خود را بیان نکنند، بنابراین در بزرگسالی نیز قادر نیستند به همسرشان ابراز محبت کلامی کنند در حالی که زنان به شنیدن کلمات مهرآمیز نیاز دارند.

در قسمت خشونت اجتماعی 76درصد پاسخگویان ابراز کرده اندخشونت اجتماعی کمی دارند، بنابراین هیچ زنی نبوده که خشونت اجتماعی را تحمل نکرده باشد و همه زنان با محرومیت از حقوق اجتماعی خود در زندگی زناشویی روبرو هستند. اما در قسمت خشونت اقتصادی، 68درصد پاسخگویان خشونت اقتصادی متوسطی راتحمل می کنند و 28 درصد با خشونت اقتصادی زیادی روبرو هستند.خشونت های اقتصادی هم بر بهداشت جسمی و هم بر روانزنان تاثیر می گذارد و در نمونه مورد بررسی بالاترین خشونت، خشونت اقتصادی است .

همچنین 58 درصد زنان گفته اند مکان اعمال خشونت منزل خودشان بوده است.

براساس یافته ها بیشتر زنان در برابر خشونت سکوت می کنند. 65.22درصد علت آن راآرام شدن اوضاع عنوان کرده اند. 8.7 درصد علت سکوت را نداشتن حمایت از سوی خانواده خود و قانون اعلام کرده اند. 8.7 درصد پاسخگویان هم دلیل سکوت را کم بودن موارد خشونت در زندگی مشترک اظهار کرده اند. 8.7 درصد زنان گفته اند به خاطر فرزندانشان سکوت می کنند،4.35 درصد علت آن را دوست داشتن همسر بیان کرده اند و 4.35درصد هم عنوان کرده اند که به خاطر حفظ آبرو خود سکوت می کنند تا دیگران از اختلاف آنها مطلع نشوند.

مقایسه میانگین خشونت ها نشان داد خشونت اقتصادی در منطقه 4 علیه زنان بیش از سایر خشونت هاست بعد از آن خشونت جنسی، سپس خشونت روانی و خشونت اجتماعی قرار دارد و کمترین میزان خشونت همسر مربوط به خشونت جسمی است.

تحلیل محتوی سال باز پرسشنامه نیز آشکار کرد برای زنان خشونت روانی، خشونتی ماندگارتر نسبت به سایر خشونت هاست.

پیشنهادها

شهرداری می تواند با استفاده از پناتسیل خانه های سلامت یا فرهنگ به ارتقا آگاهی زنان از حقوق انسانی خود، خشونت خانوادگی و راه های مقابله با آن کمک کند. زنان با آگاهی از حقوق خود در خانواده و جامعه می توانند با خشونت خانوادگی مقابله کنند. زنان باید بیاموزند خانواده مکانی است برای یادگیری ارزش های انسانی و اگر خانواده امن و سالم باشد، جامعه هم امن و سالم خواهد بود.

نداشتن مهارت های حل مسئله و مهارت های ارتباطی صحیح بین زوجین یکی از عوامل شکل گیری خشونت علیه زنان است بنابراین آموزش مهارت های ارتباطی به زوجین، آموزش حل مسئله، آموزش راه های ارتباط جنسی درست و سالم، مشاوره دادن به مردان خشونت گر و ایجاد مراکزی برای نگهداری زنان خشونت دیده نیز می تواند به این زنان کمک کند.

منابع:

ابوت،پاملا و کلر والاس،1380،جامعه شناسی زنان، ترجمه منیزه نجم عراقی. تهران، نشر نی.

اعظمی و همکاران،1380، بررسی ویژگی ها و وضعیت جمعیت شناختی زنان کتک خورده استان چهار محال بختیاری. مجموعه مقالات اواین همایش تبیین علمی بزه دیدگان و راهکارهای پیشگیرانه. دانشگاه آزاد واحد خوراسگان. آبان 82.صص236و225.

پورنقاش،سعید،1384،«بررسی خشونت خانوادگی در خانواده های تهرانی»،دوماهنامه علمی-پژوهشی دانشگاه شاهد،سال دوازدهم،شماره 13.

Australian Inistitue, 1994.Family Matterers,Journal articale.

Amoakohene,M.L.,2004.Violence agents women in Ghana, a look at women s perceptions and review of policy and social responses, Social Sciences 8 Medicine,59,pp.2373-23858

United Nations, 1995, Violence against women in the family, United Nations, New York

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *